عبد الحي حبيبى

573

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

ترتيبات خاصى داشته‌اند ، كه ما در سطور گذشته تعبيهء نظامى و لشكردارى رتبيل را در سرزمين زابل شرح داديم . در حدود 129 ه 746 م چون بو مسلم خراسانى ترتيبات لشكرى خود را براى امحاى قواى امويان و تأسيس خلافت عباسيان ميگرفت ، وى در لشكرگاه ماخوان در منزل ابو اسحاق خالد بن عثمان فرود آمده و روز چهارشنبه 9 ذيقعده 129 ه خندقى را كند ، كه دو باب داشت ، يك دروازهء آن را به مصعب بن قيس حنفى و بهدل بن اياس ضبى سپرد ، و دروازهء ديگر آن را به ابو شراحيل و ابو عمر و اعجمى داد ، و عسكر و شيعهء خود را در بين آن گذاشت . و خود وى هم مانند يكى از عساكر با لباس ساده در بين خندق گشتى . و براى دستهء غلامان ، خندق ديگرى را در قريه شوال كند ، كه قوماندانى آن را به داود بن كراز سپرده بود . كسانى كه در خندق ماخوان جنگ ميكردند ، براى ثبت نامهاى خود دفترى داشتند ، كه عدد ايشان تا هفت هزار ميرسيد . « 1 » كذلك بو مسلم در گيرنگ ( جيرنج ) نيز خندقى را كند ، كه در ان هزار نفر لشكريان خود را بقيادت محرز بن ابراهيم قرار داد ، و كاتب احصائيه آن حميد ازرق بود ، و اين لشكر و خندق ، روابط حكمران اموى نصر بن سيارر از مرو رود و بلخ و تخارستان قطع نمود . « 2 » العسكر : لشكريان فاتح عربى بهرجائى كه ميرسيدند ، در موارد متصل شهرهاى مفتوحه و يا در بين راههاى دور ، براى اقامت خويش منازلى را بنام العسكر مىساختند ، كه در زبان فارسى لشكرگاه گويند . اين لشكرگاه‌هاى عربى بموجب توصيهء عسكرى حضرت عمر ( رض ) همواره در جايى بنا مىشد ، كه بين آن و شهر رودى و يا نهرى فاصل نبودى ، چون اين

--> ( 1 ) - طبرى 6 / 34 ( 2 ) - طبرى 6 / 26